تبليغاتX
کیمیاگران

کیمیاگران

عرفانی

موسیقی کلهر

موسیقی کلهر در بردارنده فضایی مملو از جنبش حیات شور عاطفه

روایتی کهن از زیست قومی در اغوش طبیعت همبستر حادثه

همراه با پایداری ایستادگی برای ازادی برای ازادگیست

موسیقی کلهر برایند ازدواج و همنشینی فراق عارفانه و شور

عیارانه است حاصل جستجوی نسلی است که هویت را در

تاریکخانه تاریخ پر طبل و کششش می جوید و حقیقت را در

اسمان در کیهانی از معنا

سوز گدازنده ساز کلهر خواستگاه تاریخی قومی است که با

بزمی عاشقانه و سوری هماواز ایین و عقیده مشکاتی

است از حیاتی نو حیاتی دیگر

موسیقی کلهر محصول امیزش امید است و ازادی

فرزند رهایی رهایی از بندواره های نسلی هماغوش

رنج و محنت

     

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 22:20  توسط اقبال مس شناس  | 

نخبه کشی

بیش از ۴۰ روز از مرگ پرویز مشکاتیان می گذرد و در این مدت

در جراید رسانه ای و سایت های اینترنتی سوگواره ها و مطالب

زیادی در تحلیل و ستایش هنرمند بی بدلیل موسیقی ایران

نگاشته شد و بار دیگر پس از مرگ یک هنرمند ستایش ها و

اه و افسوس ها به اسمان بلند شد که پرویز پرواز کرد سرو

ازاد به اسمان پر کشید و از این قبیل رثا ها و سوگ نوشت ها

که توسط هنرمندان موسیقی و اهالی رسانه در وصف او نگاشته شد

حقیقتا چه قدر تلخ و مبتذل است که مرگ هنرمند بستر و زمان

مناسبی برای به صحنه امدن و مانور تبلیغاتی یک سری

ژورنالیست و شبه هنرمند است که عکس های مشکاتیان را

در مدل های گوناگون تیتر اول مجلات و روزنامه ها می کنند و

تازه به یاد می اورند بار دیگر چهره شاخص و کم نظیر از میان

ما رفت

این سنت رذیلانه تجلیل و اکرام چهره ها پس از مرگشان گویی

چنان دامنگیر فرهنگ و شاخصه پاک نشدنی ذهنیت تاریخی ما

شده که هر چه بنالیم و بگوییم تاثیر محسوسی در بر چیده

شدن این باور و عادت مسموم تاریخی ندارد

مشکاتیان تا بود حداقل در یک دهه گذشته بشدت افسرده و

عزلت نشین بود و چهره غمناک و موهای سپید او در میانسالی

نشان از تحمل بار غم یک تاریخ حق ناشناسی و قدر ناشناسی

و به انزوا کشاندن و محدود کردن یک هنرمند ازاد منش و مستقل

میداد و وقتی در اذر ماه ۸۳ پس از بیش از یک دهه بار دیگر همراه

شهرام ناظری گروه عارف را که بی تردید جاودانه ترین و

درخشان ترین اثار را به موسیقی و هنر این سرزمین هدیه کرده

است را احیا کرد پس از اجرا بخاطر بعضی اشعار تحت فشار

مسیولان فرهنگی قرار گرفت وگروه با سرعت با وجود ان همه

ستاره و هنرمند شاخص از هم پاشیده شد ودر گوشه و کنار

هم بیژن کامکار و جمشید عندلیبی دو نوازنده قدیمی گروه

عارف سخن از بی تعهدی مشکاتیان در رعایت حقوق اعضای

گروه دادند و تیرگی روابط هنرمندان دو چندان شد

مشکاتیان تا زنده بود مشکلات شخصی و خانوادگی اش نقل

محافل دانشجویی اهالی موسیقی و هنردوستان ایرانی بود

گویی زندگی و عادات شخصی هنرمند در این بستر فرهنگی

متزلزل و پر ایراد همچنان از اندیشه اش موسیقی اش تخصص اش

و ارمانش جلو تر و مهم تر است

واقعا چه زمانی خواهد امد که عادت رذیلانه را کنار نهیم و از اهالی

موسیقی و هنر و فرهنگ بخاطر خدماتشان قدر شناسی بیشتری

کنیم و به انها امکان جولان بیشتر برای تجلی و ارایه موسیقی و

اندیشه شان دهیم وعرصه هنر را کانون عقده گشایی و جاه

طلبی های شخصی نکنیم

وقتی خسرو خان شکیبایی در تابستان ۸۷ از دنیا رقت چنان غوغایی

به پا شد و اثار دهه ۶۰ شکیبایی همچون هامون و بانو و .... چنان

در بازار فیلم بفروش رفت و وسیله در امدزایی دلالان بازار گشت

که یادمان رفت که خسرو شکیبایی را در چند سال قبل مرگش

فراموش کرده بودیم

متاسفانه باید گفت مردم ما هنرمندان نوازندگان و بزرگان عرصه

موسیقی و شعر و هنر و سیاست را تا زنده اند به مغاک فراموشی

میسپارند و نخبه کشی می کنند و به خاطر بعضی خطا ها

قضاوت های بیرحمانه می کنند و به ددمنشان و متعصبان و

هنر فروشان اجازه جولان و تجاوز به حریم اخلاق  و هنر و

فرهنگ می دهند و بزرگان را به انزوا می کشانند و انطور که

بایسته و شایسته است از ستاره های اسمان هنری ومعنوی

مرز و بوم شان پاسداری و حمایت نمی کنند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 23:2  توسط اقبال مس شناس  |